استراتژیهای معاملاتی مبتنی بر ارتباط سهام و فارکس
شناخت ارتباط میان بازارهای مالی، دریچهای تازه بر استراتژیهای معاملاتی میگشاید. تریدرها با آگاهی از این پیوند، میتوانند رویکردهای منحصربفردی را آزمون کنند و از شرایط هر دو عرصه بهره برند. یکی از شیوههای رایج در این بخش، معاملات همبستگی است – جایی که نوسانات شاخصهای سهام و جفتارزها بر هم تاثیرگذار هستند. به طور مثال اگر شاخصهای وال استریت صعودی باشند، بعید نیست که ارزش دلار نیز در برابر همتایان خود اوج گیرد. تریدر در این صورت میتواند خرید جفت ارز مرتبط را هدف قرار دهد. اما این تنها یک روش است؛ مسیر دیگر، آربیتراژ میان دو بازار است. در این شیوه، تریدرها ناهمگونیهای قیمت را شناسایی و از آن بهره میبرند.
اما تحلیل فاندامنتال نیز در این میان بسیار مهم است؛ زیرا درک اقتصاد کلان و چرخههای تجاری، به ترسیم تصویری دقیقتر از بازارها یاری میرساند. بنابراین آمیزهای از تحلیلهای تکنیکال، بنیادی و درک رابطه بازارها، کلید طلایی تریدرها برای دستیابی به استراتژیهای پرسود و کارآمد خواهد بود.
تاثیر سیاستهای پولی بر همگرایی یا واگرایی سهام و فارکس
سیاستهای پولی چه سهام و چه ارز، چرخهای محرک بازارهای مالی هستند. زمانی که بانکهای مرکزی نرخهای بهره را بالا میبرند، پول ملی غالباً قدرت میگیرد و سرمایههای بینالمللی را به سوی خود میکشد. این روند میتواند بازارهای سهام را به اوج برساند؛ چراکه شرکتها از وامهای ارزانتر و تقاضای بیشتر برای کالا و خدمات خویش بهرهمند میشوند.

در مقابل کاهش نرخهای بهره معمولاً پول داخلی را تضعیف و سرمایهگذاران را به سوی بازارهای پرخطر نظیر فارکس سوق میدهد. در این شرایط، بازارهای سهام و ارز میتوانند در مسیرهای متضاد حرکت کنند. پس رابطه این دو بازار، بدین ترتیب، آشکار میگردد. اما این داستان همیشه ساده نیست. متغیرهای دیگری مثل اقتصاد کلان، ثبات سیاسی و روحیات بازار در این رابطه پیچیده دخیل هستند. به عنوان نمونه در دوران رکود، حتی با نرخهای بهره نازل، بازار سهام ممکن است فرو رود؛ زیرا شرکتها با چالش کاهش سودآوری و تقاضای ضعیف مصرفکنندگان روبرو هستند. بنابراین درک کامل این ارتباط، مستلزم دیدگاهی فراگیر و چند بعدی است.
